
پاینده بمان ایرانی

با این دلِ ماتم زده آواز چه سازم
بشکسته نی ام بی لبِ دم ساز چه سازم
در کنج قفس میکشدم حسرتِ پرواز
با بال و پــر سوختـــه پـــــرواز چه سازم
شاید مهمترین دلیل راه اندازی این سایت که ممکن است اولین سایت راه اندازی شده در جمع همکارانمان در کشور میباشد ؛ بیان مسائلیست به مخاطبان اصلی خود که هیچگاه و براحتی نتوانسته با آنان سخن بگوید ؛ اما دلایل دیگری نیز وجود داشت تا ما را بر آن دارد که از این طریق بدنبال ارتقاء سطح علمی ؛ اجتماعی ؛ فرهنگی جامعه خدمات شهری باشیم ؛ بدون شک این پل ارتباطی که بواسطه ظهور تکنولوژی در سایه پیشرفت چشمگیر علم در عصر حاضر حادث شده ؛ خواهد توانست همه مرزها را از میان بردارد و بدینوسیله ارتباط دو سویه از این طریق قطعأ اهداف بزرگی را به ارمغان خواهد آورد که بر آن اساس باورهایمان میتواند در عرصه پیشرفت روز افزون علم قابلیتهای بهتری یابد .بنابراین شاید آنچه که در این بخش بعنوان تاریخچه و هدف تأسیس بشود از آن نام برد بیشتر بیان وقایع و تجربیاتی باشد که اگر چه شکل عمومی آن کمی رنگ رنج به خود گرفته اما بهر حال واقعیاتیست که با بیان آن اگر بتواند نتیجه تجربیاتی را به عزیزانی که قصد ورود به این عرصه را داشته باشند بد نباشد.؛ اگر چه :
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وین راز سر به مهر بعالم سمر شود
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود ولیک بخون جگر شود
بنابراین پیشاپیش از همه عزیزان خواننده؛ بجهت طولانی شدن این بخش عذر خواهی نموده ؛ امیدوارم انتقادات مناسب و سازنده مخاطبین این سایت بگونه ای فراهم شود تا ضمن ارتقای دیدگاههای نگارنده و مخاطبین نقطه نظرات و مراتب مثبتی را در این عرصه فراهم آورد. اما :
نمیدانم چه میخواهم بگویم
زبانم در دهانِ باز ؛ بسته است
درِ تنگ قفس بازست و ؛ افسوس
که بال مرغ آوازم شکسته است .
نمیدانم چه میخواهم بگویم
غمی در استخوانم میگدازد ...
خیال ناشناسی آشنا رنگ
گهی میسوزدم گه مینوازد
درون سینه ام دردیست خونبار
که همچون گریه میگیرد گلویم
غمی آشفته ؛ دردی گریه آلود ...
نمیدانم چه میخواهم بگویم !
تاریخچه :
در نیمه اول سال 1378 و در پی مشکلات عدیده ای که شهر رشت در خصوص کمبود جایگاههای عرضه سوخت بنزین موتور داشت ؛ مؤسسین این مجموعه را مصمم نمود تا با تمرکز سرمایه در داخل کشور ضمن ایجاد یک مجموعة خدماتی پمپ بنزین در جهت رفع معضل موجودِ شهر همیشه سر سبز رشت گامی برداشته ؛ همچنین از این طریق نیز بتوانند به سهمِ ملیِ خود ؛ در راه کاهش مشکلِ بیکاری و ایجاد اشتغال ؛ قدم مثبتی بردارند .
بهمین منظور ضمن بررسی و رایزنی هایی با مسئولین محترم شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی منطقه گیلان اقدامات اولیه آغار گردید . در آنزمان اگرچه کمبود مجاری عرضه بنزین در شهر یک مشکل جدی بحساب میآمد اما متقاعد نمودن از اطمینان مسئولین در راه اندازی یک چنین مجموعه ای خود مشکلات فراوانی را بهمراه داشت ؛ اگر چه مسئولین در ارتباط با نابرابر بودن معادلات اقتصادی در این عرصه مواردی را بیان میداشتند اما اعتقاد ما فقط سود مطلق و مادی نبود ؛
تصور ما به این مجموعه بلحاظ بازگشت سرمایه فقط بعنوان یک کار جنبی نگریسته میشد بنابراین انتظار ما از این مجموعه فقط سود مالی بدست آمده ناشی از یک سرمایه گذاری صرفأ اقتصادی نبود ؛ لذا بنا بر محاسباتی که انجام داده بودیم ؛ نتایجی بدست آمده بود که بر اساس آن نشان میداد میتوان از این عملکرد انتظاری را ذکر کردم ؛ حاصل شود ؛ از طرفی ما در هدف خود تصورنموده بودیم که بیشترین سود حاصل از این مجموعه سود معنوی آن باشد و بطور جدی بعنوان یک مجموعه ای که بتواند بعنوان تأمین کننده معاش زندگی امان مطرح باشد به آن نگاه نمیکردیم و با آن شرایط معتقد بودیم ضمن حفظ سرمایه در داخل کشور ؛میتوان انتظار داشت که درآمد حاصل از آن را صرف مسائل فرهنگی؛ اجتماعی و معنوی نمود .( البته برایحصول همین نتایج نیز لازمه اصلی سود مالی میباشد )
از طرف دیگربا مراجعه به شرکتهای ایران خودرو و سایپا و آماری که از ارتباط عمومی آن شرکتها در خصوص افزایش تولید خودرو در سالهای بعد بدست آورده بودیم نشان میداد اگر فقط به نسبت حداقل مقدار 5% از این افزایش تولید به شهر رشت اختصاص یابد ؛ بدون شک داده های ورودی و خروجی که در یک پمپ بنزین بعنوان عامل اصلی و تعیین کننده است میتواند مؤید عدم شکست در این راه باشد ؛
از همه مهمتر در رفت و آمدهایی که در شرکت نفت صورت میگرفت ؛ گفته میشد با توجه به شرایط شهر؛ ماکزیمم به 4 متقاضی که شرایط مناسب را دارا باشند مجوز احداث و راه اندازی پمپ بنزین داده خواهد شد.( البته هیچگاه این مورد طبق روالی که هم اکنون نیزدرسیاست شرکت وجود دارد؛ مکتوب نگردیده و نمیتوان مستندی در اینموارد ارائه نمود !!!)
اما جمیع موارد ذکر شده حکایت از آن داشت که میتوان برای این کار سرمایه گذاری نمود چرا که در بدترین شرایط تصور مینمودیم که با فعالیت حداکثری 4 مجموعه پمپ بنزین در شهر رشت تعداد پمپ بنزینهای این شهر به عدد 8 خواهد رسید ؛ با یک جمع و تفریق ساده میتوانست بدترین حالت فروش روزانه با رقمی حدود 90 الی 100 هزار لیتر را انتظار داشت ؛ از طرفی توقع ما نیز بگونه ای بود که به حداقل بازدهی قانع بودیم .
توجه به این امر بسیار مهم است هنگامی که یک سرمایه گذاری بخواهد شکل بگیرد میباید ضریبهای تعدیل و خطاها را بگونه ای در نظر گرفت که اگر چنانچه شرایط بطور ناخواسته تغییر نمود بتوان از عهده آن برآمد ؛ ما نیز پیرو این قاعده و با توجه به اینکه در ابتدای کار قول و همکاری بانکهای عامل را بصورت اعتبارات چندین ساله عنوان شده بود؛ سعی نمودیم که به اندازه و توانایی خود گام برداریم ؛ اصولأ تفکر افزایش سرمایه و ... را درذهن نمی پروراندیم ؛ بهمین دلیل نیز هنگامیکه زمین پمپ بنزین را انتخاب نمودیم به فکر آینده نگری و افزایش چند صد درصدی آن نبودیم .
بهر جهت امکانات مربوطه را به لحاظ آماری و ... به معاونت بازرگانی اعلام نموده و با تصور آنکه چنانچه ثعهد شرکت مبنی بر احداث 4 جایگاه میتواند سرمایه گذاری را دچار مشکل ننماید اقدامات بعدی صورت گرفت ؛ بنابراین پس از دوندگی های بسیاری و رجوع به ادارات مختلف از جمله شهرداری ؛ اداره برق ؛ محیط زیست و آتش نشانی ؛ مخابرات ؛ گاز ؛ راه و ترابری و ... توانستیم مجوز نهایی را در نیمه دوم سال 1387 اخذ نمائیم .
بعد از شروع بکار و مشاهداتمان شرایط با آنچه که تصورش را مینمودیم بسیار متفاوت ونیز دشوار بنظر میآمد ؛ اما از آنجائیکه هدف اصلی ایجاد بستری مناسب برای رفع معضل اشتغال و ... از این دست بود ؛ با تمام وجود در ایجاد این مجموعه اقدامات پیگیری گردید ؛ بگونه ای که استارت اولیه برای شروع عملیات فنی پس از دوندگی های بسیار فراوان در نیمه فصل دوم سال 1379 صورت گرفت .
از آنجائیکه زمین انتخابی از سطح نسبی تراز بزرگراه بسیار پائین بود لازم بود تا در دوره های زمانی نسبت به رفع این مشکل اقدام نمائیم تا ضمن کمپکت شدن لایه های خاک بستر نتیجه بهتری حاصل گردد ؛ در این شرایط همزمانی این مسئله با شروع بارندگی های بی امان اواخر تابستان و پائیز همان سال همراه شد و نیز عدم همکاری به موقع مراحل اداری در آماده سازی هر بخش و تأئید آن مراجع برای شروع بخشهای بعدی ؛همه و همه باعث شد تا موجبات اتلاف زمانی زیادی رقم زده شود .
در همان زمان شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی منطقه گیلان بدون توجه به اصول سرمایه گذاری در این بخش مجوزهایی ، بیش از رقمی که پیش بینی مینمودیم را در ناحیه مرکزی صادر نمود و این همان زنگ خطری بود که با آن مواجه شدیم .
باید به این نکته توجه نمود که سرمایه گذاری در این بخش تابع داده ورودی و خروجی متقاضیان میباشد ؛ از آنجائیکه هزینه های برق و استهلاک ؛ بخش کارگری و ... ثابت میباشد بنابراین چنانچه داده های ورودی کاهش یابد نرخ سرمایه گذاری با مشکل جدی روبرو خواهد گردید .
از طرفی هزینه های فراوانی جهت اخذ مجوزهای لازم در مراکز مختلف انجام پذیرفته شده بود و نیز عملیات اجرایی و نقشه های مربوطه و .... نیز صورت گرفته شده بود ؛ لذا با دشواری فراوان راهی جز انجام تعهد خود نداشتیم و ناگزیر به ادامه فعالیت میبودیم .
دقیقأ بخاطر دارم که در چند مرحله به جهت مرارتهای فراوانی که در بروکراسی ناعادلانه اداری متحمل میشدیم تصمیم به انصراف از ادامه فعالیت گرفتیم ؛ اما انجام و اتمام کار ؛ قولی بود که ما برای تعهد اخلاقی خود به آن پایبند بودیم ؛ بهمین دلیل راهی جز ادامه فعالیت نداشتیم .
بجهت حساسیت ویژه ای که ساخت تأسیسات زیربنایی وجود داشت لذا اجرای صحیح و مهندسی عملیات با دقت و بررسیهای بسیاری همراه بود .
در آنزمان هیچگونه تأسیساتی و بنای مسکونی درشعاع 100 متری جایگاه در حال احداث وجود نداشت ؛ اما پس از پیشرفت فیزیکی حدود 30% کم کم مجوز ساخت بناهای مسکونی از سوی مراجع مربوطه صادر گردید!!! ؛ این امر حساسیت قضیه را دوچندان مینمود چرا که وجود منطقه مسکونی در حریم جایگاه اصولی نبوده و ما نیز بناچار از ادامه فعالیت اما با دقتی ده چندان مواجه شدیم .
از دیگر وسوسه های ساخت این مجموعه معماری آن بود ؛ به جهت حساسیتهای ویژه خود و برادرم نسبت به افزایش ضریب امنیتی و استفاده از بهترین متریالها در مجموعه ؛ و نیز به جهت آنکه خود دانش آموخته مهندسی عمران بودم ؛ موجب شد تا در تلاش ایجاد طرحهای نو و منطبق با ویژگیهای روز دنیا باشیم و این امر به ویژگیهای دقت آن نیز میافزود ؛ اما دریغ از این توجه ... ؛ دقیقأ بخاطر دارم که پیشنهاد طرحهای نو به مجموعه شرکت پخش را دادم اما از آنجائیکه روش کار در اجرای مجاری عرضه بصورت کلیشه ای دنبال میشدتوجهی نشد ؛ تحت چنین وضعیتی نمیتوانستیم از یک طرف از امکانات جدید برای طرحهای نو سود جوییم و از طرفی دیگر نمیشد بدان طریق با کاهش هزینه روبرو شد ؛ بطور مثال در آن زمان پیشنهاد داده بودم که مجموعه سایه بان از روش احداث سازه های فضایی با یک ستون اجرا شود ؛ اما هیچگاه به این طرح نیز نگاهی انداخته نشد چه برسد به بررسی آن ؛ بنابراین ناگزیر بودیم تحت چارچوب کلیشه ای که قرار داشتیم تنوع و نوآوری های قابل قبولی را در برنامه ریزی های خود بگنجانیم؛ خوشبختانه امروز خشنودیم تا به گفته مراجعین و مخاطبینمان : طراحی و فضا سازی مجموعه از نمره بالایی برخور دار است .
بهر جهت این مجموعه با جمیع شرایط و فراز و نشیبهایی که چه در بخشهای بروکراسی اداری و چه در مسائل دیگرحاکم بود ؛ سرانجام در 17 تیرماه سال 1382 افتتاح و مورد بهره برداری قرار گرفت . درحال حاضرشهر رشت دیگر 4 جایگاه ندارد و به لطف و توجه کارشناسانِ بخش سرمایه گذاری !!! توانسته این رقم را به بیش از 3 برابر ارتقاء دهد !!!! که در نوع خود رقم قابل توجهی میباشد .!!!!
همانطور که در ابتدا عرض شد ؛ قصد نگارنده بیش از هرچیز بیان مسائل و تجربیاتیست که شاید خوانندگان بتواند از آن بهره مند شوند .بنابراین نتایجی که مخاطبین از خواندن این مطالب بدست میآورند میتواند جالب توجه باشد .
مشکلات پس از شروع شکل های جدیدی بخود میگرفت ؛ تحت آن شرایط و برای بقاء و حفظ آبرو وشأن و منزلت اجتماعی امان سرمایه های زیادی را به حراج گذاشته و صرف به ثمر رساندن این مجموعه نمودیم ؛شرایط غیر قابل تصوری که هیچگاه در هیچ محاسبه ای بوجود نمیاید ؛ شاید بزرگترین سرمایه ؛ عمر و زمانی بود که بدون شک اگر در مقوله های دیگرصرف میشد با شرایط سهلتری میتوانست نتایج بهتری را فراهم نماید .
شاید قیاس و مبنای یک فاکتوربتواند کمک نماید که تفاوتها را براحتی لمس نمایید ؛ بطور مثال اگر قیمت زمین در سال 78 و هزینه ای که طی حدود 4 سال صرف این مجموعه گردید را با قیمت امروز آن مقایسه نماییم میتوان به بسیاری از مسائل پی برد ؛ بقول ظریفی که میگفت : اگر هزینه هایی را که صرف ساخت ؛ راه اندازی ؛ و ... شده بود را فقط زمین خریداری مینمودیم پس از چند سال و بدون ایجاد دردسری ؛( همچون درگیری بخش کارگری ؛ بخشهای اداری و ... ) امروز براحتی میتوانستیم عملکرد راحت تری را داشته باشیم ؛ شاید شرایط بگونه ای میشد حداقل به آنچه که برای بدست آوردنش ( علم وتخصص ) رنج وزحمت فراوانی را تحمل نموده بودیم را براحتی و بدون دغدغه ادامه داده و ... آرامش بهتر و بیشتری را برای خود بوجود بیاوریم .
امروز اما ؛ شرایط حاضرساز و کار دیگری را رقم زده است و در حالیکه مؤسسین این مجموعه با تصور و اندیشه ایجاد چنین مجموعه ای برای رفع بسیاری از مشکلات جامعه شهری قدم برداشته بودند؛ دچار شرایطی شده اند که نه تنها نمیتوانند عوایدحاصل از این سرمایه گذاری را دربخشهای عمومی و برای رفاه بخشهای آسیب پذیر هزینه نمایند ؛ بلکه در تلاش برای حفظ سرمایه و امکاناتی که قابل تصور نبود سعی خواهند نمود که اسباب سرباری اجتماعی را فراهم نیاورند .
اگر چه جملات نگارنده شاید به مذاق بعضی از عزیزانی که به همه مسائل بصورت کلیشه ای مینگرند خوش نیاید اما واقعیتیست انکار ناپذیر که اگر با یک برنامه ریزی مدون پیش میرفت میتوانست و میتواند در آینده ثمرات بیشتری را برای رفاه عمومی همه شهروندان از جمله مؤسسین همین مجموعه در بر داشته باشد .
قصد بر آن نیست که نکرده های خود را بر گردن دیگران بیاندازیم ؛ اما قویأ معتقدیم چنانچه احترام و ارزش سرمایه گذار و مسئولیت و تعهد در قبال آنچه که از آن بعنوان سرباز خط مقدم شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی میتوان نام برد ؛ حفظ میشد ؛ هیچگاه شرایط بگونه ای رقم نمیخورد که سرمایه گذار برای حفظ سرمایه و احترام و منزلت اجتماعی اش مجبور شود که به ناحق دچار خسرانهای فراوانی گردد ؛( که شاید هیچگاه جبران نخواهد شد ).
همانطور که در سطور بالا به آن اشاره شد این مسائل شاید بیشتر از آنکه معرفی تاریخچه و اهداف تأسیس مجموعه گیل یار باشد ؛ بیان بسیار مختصری از درد و دل دوستانه ایست که از این طریق بیان میگردد ؛ این موارد درد و دل همه همکاران در این بخش است ؛ واختصاص به این مجموعه و سلیقه های فکری و عملی آن ندارد ؛ فقط میتوان گفت که موارد مطرح شده شاید به زبانی دیگر بیان شده است .
واقعیت این است که نوع برخورد با قشر سرمایه گذار در این بخش بحدی دلسرد کننده است که همواره سنگینی نگاهِ از بالا را در بسیاری از موارد در سیاستهای کلی مشاهده خواهید نمود ؛ البته در این میان افراد ؛ مدیران و عزیزانی نیز هستند که مستثنی میباشند که بدون شک از نگاه حق نادیده نخواهند ماند .
بهر جهت اهداف پلکانی در سیاستهای شرکت ملی پخش فرآورده های نفتی بگونه ای دنبال شده که امروز در طرح درجه بندی کشوری ؛جایگاه گیل یار از معدود جایگاههایی است که با سعی و تلاش شبانه روزی خود در مقام درجه یک فعالیت مینماید و کاندید احراز درجه ممتاز کشوری نیز است .( شاید بد نباشد در خصوص مسائل این طرح استرس زا و بسیار دشوار اطلاعات مناسبی داده شود بنابراین برای راندمان بیشتر بخش ویژه ای در سایت تعریف میگردد که درخصوص مسائلی از این دست میتواند موارد کاملی را ارائه نماید ) .
آنچه که بیش از هر چیز همواره در طول این سالها باعث سختی و خستگی کار شده و هیچگاه آنرا از وجودمان کم ننموده ؛ تنوع ذائقه های فکری مسئولینی در این بخش است که هر از گاهی با دیدار از یک مجموعه مشابه برون مرزی ؛ قصد پیاده شدن آن نمونه ها را در داخل کشور داشته اند ؛ بدون در نظر گرفتن شرایط حاکم برآن مجموعه ها که بدون شک با شرایط داخلی ما بلحاظ اداری و اختیارات و امتیازات کاملأ متفاوت میباشند ؛ و به تأسف همزمان با اجرای دستورالعملها ؛ کرسی ریاست وفا نکرده و جای خود را به عزیزی دیگر واگذار نموده و این ؛ یعنی تغییر در تغییر ؛ هزینه پشت هزینه ؛ خستگی بدنبال خستگی ؛ تشویش پشت تشویش ؛ نگرانی از پی نگرانی ؛ استرس از پی استرس و ...
توجه به این نکته برای همه خوانندگان این بخش ضروریست ؛ اگر از نمونه ای خارجی بعنوان نمادهای موفق یاد میشود ؛ شرایط اداره و نوع سرمایه گذاری این اجازه را خواهد داد که بتوان قدرت مانور و گردش در هر مقطعی ,البته با رعایت مسائل فنی و قانونی امکان پذیر شود ؛ بطور مثال در کشور ما محصول بنزین فقط از یک مجموعه در اختیار ما توزیع کنندگان قرار میگیرد ؛ بنابراین واقعیت ؛ هیچگاه نمیتوان در این عرصه بحث رقابت را تعریف نمود ؛ تصور بفرمائید هنگامیکه در یک کشور فرآورده با کیفیتهای مختلف و استاندارهای گوناگون و تعرفه های خاص توزیع میشود عملکردهای جانبی میتواند در عرصه رقابتی سود داده های ورودی را تضمین نماید ؛ این روند در داخل کشور نمیتواند فراهم شود و اصولأ اصل رقابت در این شرایط بهیچ وجه فراهم نمیشود . به زبانی گویا تر و ضمن احترام به دستورات و آئین نامه های کشوری شاید مجموعه جایگاهداران اختصاصی در کشور تنها مجموعه ای میباشند که به سرمایه شخصی خود اقدام به فعالیت مینمایند اما نوع برخورد و نگرش حاکم بر این مجموعه توسط دولت محترم صورت میگیرد ؛ بنده بهیچ عنوان قصد به زیر سئوال بردن اهداف و عملکرد دولت را ندارم ؛ بیان این واضحات از آن جهت است که خوانندگان محترم توجه بفرمایند اگر یک جایگاهی نام اختصاصی را یدک میکشد به آن معنی نیست که اختیارات خاصی نیز داشته باشد ؛ همین امر موجب خواهد شد تا نوع نگاه و نگرش حاکم بر این مجموعه ها با مشکلاتی روبرو شود که هیچگاه سعی نگردید با آسیب شناسی مناسب فرایند بهتری را رقم زد . بواقع این انتظار نباید از جایگاهداران بخش خصوصی وجود داشته باشد تا بر این اساس عملکردهای خاصی را داشته باشند چرا که همانطور عرض نمودم ؛ این خصیت حقوقی با توجه به دستورالعملها پایبند و ملزم به رعایتهای نظارتی دولت میباشد بنابراین نمیتوانند در بسیاری از موارد بصورت شخصی نسبت به تهیه فرآورده ویا ... اقدام نمایند ؛ پس شاید بد نباشد تا مردم عزیزمان نسبت به اینموارد آگاهی یافته و انتظاراتشان را بر همین اساس مطرح نمایند .
بطور کلی شرایطی که در این پروسه کاری وجود داشته بگونه ای بوده که به یاد ندارم که در طول فعالیت در این عرصه مدتی بتوان اندوخته مالی را متمرکز نمود چرا که دائم در حال ترمیم مشکلات و انتظارات تعریف شده ای هستیم که تمامی ندارد .
برای بازگو شدن بهتر این موارد شاید بد نباشد که به مثال زیر توجه بفرمائید :
اگر در کشور ما یک فردی بخواهد در بخش خدماتی نظیر هتلداری اقدام نماید با توجه به سرمایه گذاری خود انتخاب مینماید که در چه درجه و گریدی قرار گیرد بطور مثال اگر بخواهد در درجه نخست باشد میباید چه امکاناتی را تعریف نماید همینطور درجات دیگر ؛ اما در مجموعه مجاری عرضه شرایط بهیچ وجه اینگونه نیست ؛ یعنی یک طرحی به نام طرح درجه بندی تعریف میشود و جایگاهداران سعی مینمایند که با توجه به امکانات مالی خود هزینه های ا انجام دهند تا در یکی از آن مراتب قرار گیرند ؛ پس از کسب آن شرایط در مدتی کمتر از 6 ماه همان درجات با ویژگیهای جدید والبته با نگرش سلیقه ای متفاوت دنبال میسود ؛ بنابراین یک جایگاهدار دائم میبایست در حال تلاشی ناعادلانه باشد که از آن چیزی که هست تنزل پیدا ننماید . بنظر شما آیا میشود تحت چنین شرایطی اضطراب ؛ تشویش ؛ نگرانی ؛ استرس و ... را از خود دور نگاه داشت ؟ !!!!!
البته بیان مسائل بسیار است و متأسفانه دردناک که بیش از این به آن نخواهم پرداخت .
باشد تا با الگو برداری های صحیح اما منطبق بر معادلات علمی و منطق درست در بخش سرمایه گذاری شرایطی بهینه تر برای پیشبرد اهداف عالیه این بخش درکشور عزیزمان ایران برداشته شود .
نگارنده بدون هیچگونه غرض ورزی معتقد است باب این گفتگو میتواند برای همه خوانندگان باز باشد لذا در بخشهای دیگر این سایت این امکان فراهم شده تا در نهایت ادب و تواضع نسبت به تمامی سئوالاتی که برای خوانندگان ممکن است پیش بیاید با دلایل منطقی پاسخگوی آنها باشیم .
از توجه و عنایتی که در مطالعه این موارد بخرج دادید کمال تشکر و سپاس را داشته و دارم .
نکته آخر آنکه : بدون شک از آنجائیکه گمان میبریم جایگاه گیل یار اولین جایگاهی در کشور است که اقدام به راه اندازی وب سایتی با این شرایط شده لبنابراین باور داریم برای رسیدن به شرایط مطلوب میباید از نقطه نظرات مبسوط و دوستانه شما مخاطبین عزیز بهره مند گردیم لذا ضمن پوزش از کاستی های موجود با تمام وجود آماده ارتباط مستقیم با شما هستیم .
با سپاس و امتنان
سید احمد عسکری رانکوهی
مدیر و صاحب امتیاز جایگاه اختصاصی گیل یار
اسفند ماه 1388






